|
|
|
|
|
بالاخره بعد از ۶ سال، دیگه وقتشه که اینجا رو تعطیل کنم. آخیش. این آخرین پست من خواهد بود. خسته نباشم. دیگه باید برم و فقط ناظر باشم. خیلی حرفها دوست داشتم تو پست آخر بنویسم ولی دیگه بیخیال. تموم شد. تو هفته پیش انقدر فقدان داشتم که این یکی هم روش. بذار بره پیش بقیه. خداحافظ |
||
|
¤
یکشنبه 10 مرداد1389  -  8:44  -  حامد عزیزی
|
|
||
|
|
|
|
|
دیگه کم کم باید خودم رو برای خداحافظی با اینجا آماده کنم. این روزا زیاد وقت نداشتم که آپدیت کنم. فقط خواستم همین رو بگم که من دارم میرم. شاید با وبلاگ نویسی هم خداحافظی کنم. یه زمانی اینترنت پاتوق خوبی بود ولی دیگه نیست. هر چیزی که زمانی تو اینترنت برام جالب بود دیگه نیست. دیگه تو اینترنت دنبال آهنگهای کمیاب و نایاب نیستم. دیگه برنامه دانلود نمیکنم. دیگه برقنامه نمیفرستم. فقط جدیداشون رو چک میکنم. البته ترک نوشتن ربطی به اینا نداره. ولی حالا که دارم میرم میبینم که بودن هم دیگه فایده نداره. اولش میخواستم یه وبلاگ دیگه راه بندازم و اونجا تنهاتر بنویسم. ولی دیگه دلم نمیخواد. دیگه نمیشه. دوستا هم همه رفتن. اینترنت دیگه به هیچ دردی نمیخوره. برای ارتباط با من هم میتونین به آدرس ایمیل وبلاگ یا آدرس اصلی خودم korjoo@gmail.com برقنامههاتون رو بفرستین. خوشحال میشم. تا چند روز دیگه از دست من راحت میشین. |
||
|
¤
چهارشنبه 30 تیر1389  -  7:19  -  حامد عزیزی
|
|
||
|
|
|
|
|
یادمه برای اولین بار ۲۲ بهمن پارسال حدود ۱۰-۱۵ تا ماشین ون دیدم که همچین چیزی پشتش نوشته بود. حالا امروز که ۲۲ خرداد شده برای دومین بار یکی دیگه از همون ماشینها رو دیدم و دیگه هیچوقت از اونا ندیدم. کسی میتونه بگه چه ربطی داره؟ |
||
|
¤
شنبه 22 خرداد1389  -  7:0  -  حامد عزیزی
|
|
||
|
|
|
|
|
باور کنید دلم میخواد اینجا بنویسم ولی وقت نمیشه. جون JJ. اینقدر از صبح تا شب تو ادارهایم که آخر شب هم عین جنازه میرسیم خونه و حال بیرون رفتن هم نداریم. چقدر همه دنبالمون میگردن. هنوز کامل سر و سامون نگرفتیم بتونیم بگیم زندگی افتاده رو غلتک. هنوز بدو بدو داریم. راست میگن فقط صد سال اولش سخته. |
||
|
¤
پنجشنبه 20 خرداد1389  -  7:6  -  حامد عزیزی
|
|
||
|
|
|
|
|
ارديبهشت ۱۳۶۸ من كلاس اول ابتدايي بودم. اون سال روز معلم يه خودنويس به معلمم آقاي سفيدي تقديم كردم. مدت زياديه توفيق نداشتم ايشون رو ببينم. اما پدرم گاهي ايشون رو ميبينن. ميگفت هنوز او خودنويس رو داره. ميگفت به بچههاش گفته هركي دانشگاه سراسري قبول شه اون خودنويس رو ميده بهش. اما همه آزاد قبول شدن و هنوز خودنويسه تو جيب كتش مونده. حالا ببينين من ديگه كيم |
||
|
¤
یکشنبه 12 اردیبهشت1389  -  13:38  -  حامد عزیزی
|
|
||
|
|
|
|
|
آقایان! خانوما! از همین اول بگم اگه اومدین کلیپ تصویری سوسن خانوم رو دانلود کنین اشتباه اومدین. آخه تازگیها هرکی ما رو میبینه میگه شو سوسن خانوم رو دیدی؟ اگه بگی آره بلند و کشیده میگه: خیییییییییییلی باحاله. اگه هم بگی نه یهو مثل کلینت ایستوود از تو جیبش گوشیشو در میاره میگه: بیا نگاه کن. خیییییییییییلی باحاله. ما که نفهمیدیم کجاش باحاله. شترش؟ |
||
|
¤
سه شنبه 24 فروردین1389  -  17:24  -  حامد عزیزی
|
|
||